X
تبلیغات
آذربایجان

آذربایجان
آتام بابک
آخرين مطالب
دریاچه ارومیه

دریاچه اُرومیهبا نام سابق دریاچه رضاییه در شمال غربی ایران و در منطقهٔ

آذربایجان واقع شده‌است. این دریاچه طبق آخرین تقسیمات کشوری، بین

دو استان آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی تقسیم شده‌است.

دریاچهٔارومیه، بزرگ‌ترین دریاچهٔ داخلی ایران و دومین دریاچهٔ آب‌شور دنیا

است.[۱] آب این دریاچه بسیار شور بوده و عمدتاً از رودخانه‌های زرینه‌رود،

سیمینه‌رود، تلخه رود، گادر، باراندوز، شهرچای، نازلو و زولا تغذیه

می‌شودحوضهٔ آبریز دریاچه ارومیه، ۵۱٬۸۷۶ کیلومتر مربع است که پیرامون

۳٪ مساحت کل کشور ایران را دربر می‌گیرد.

این حوضه با داشتن دشت‌هایی مانند دشت تبریز، ارومیه، مراغه، مهاباد،

میاندوآب، نقده، سلماس، پیرانشهر، آذرشهر و اشنویه، یکی از کانون‌های

 ارزشمند فعالیت کشاورزی و دامداری در ایران به‌شمار می‌رود.

 

 تصویر ماهواره‌ای از دریاچه ارومیه که در سال ۲۰۰۳ گرفته شده‌است. دو

نیم شدن دریاچه به خاطر پل میان گذر دریاچه در مرکز آن مشخص است.

دریاچه ارومیه بزرگ‌ترین آبگیر دایمی آسیای غربی است که در شمال

غرب فلات ایران قرار گرفته‌است. پارک ملی دریاچه ارومیه پس از مرداب

انزلی، از جالب‌ترین و نغزترین زیستگاه‌های طبیعی جانوران در ایران

به‌شمار می‌رود.

در حال حاضر ۲۷ گونه پستاندار، ۲۱۲ گونه پرنده، ۴۱ گونه خزنده، ۷ گونه

دوزیست و ۲۶ گونه ماهی حیات وحش این دریاچه را تشکیل داده‌اند.[۳]

آب دریاچهٔ ارومیه بسیار شور و میزان نمک محلول در آن دو برابر اقیانوس‌ها

است. به این دلیل، هیچ ماهی و نرم‌تنی به جز گونه‌هایی از

سخت‌پوستان در آن زندگی نمی‌کنند و آب آن هیچ‌وقت یخ نمی‌زند. شنا

کنندگان نیز می‌توانند بر روی آب آن شناور بماننددریاچهٔ ارومیه دارای

۱۰۲ جزیره است که همهٔ آن‌ها از سوی سازمان یونسکو به عنوان اندوختهٔ

طبیعی جهان به ثبت رسیده‌اند.

جزیرهٔ اِشک، زیستگاه پرندگان زیبای کوچک، از جمله مرغ آتش و تنجه و

همچنین تعدادی گوزن زرد ایرانی و گوسفند وحشی (قوچ و میش) به آن انتقال داده شده‌اند.این نظر در همة موارد قاطع نیست، زیرا در نوشته‌های

برخی مؤلفان معاصر ترک نیز نام دریاچه به صورت اورمیه آمده‌است (در

متون کهن ایرانی نام این دریاچه به صورت چیچست با یاء مجهول

آمده‌است) واژه اوستایی چیچست به معنای درخشنده و شفاف است گمان می‌رود شوری و ذرات نمک فراوان موجب درخشندگی آن شده

باشد. مؤلفان عهد اسلامی اغلب از شوری آب این دریاچه یاد کرده‌اند

برای گشت و گذار در دریاچه و جزیره‌های آن می‌توان از دو کشتی سهند

و نوح، یا قایق‌های گوناگون در بندر گلمانخانه بهره گرفت.این دریاچه را در

زبان سریانی ارمیا، در ارمنی اُرمی، در عربی ارمیه، در فارسی و ترکی

عهد عثمانی ارومیه نوشته‌اند.

نام مذکور ایرانی به نظر نمی‌رسد. مؤلفان دربارة نام این دریاچه به

گونه‌های مختلف داوری کرده‌اند :

پورداود نام اورمیه را ترکیبی از دو واژة آرامی «اور» به معنای شهر و

«میاه» به معنای آب نوشته‌است. در هزوارش پهلوی، نوشتة آرامی «میاه»

آب خوانده می‌شود، ولی در شهر نامیدن «اور» جای تردید است. «اور» در

زبان عبری به معنای نور آمده‌است...

مینورسکی با تکیه به متنی سریانی که در آن اسم مکانی به نام ارمیت

در کنار دریاچه مزبور آمده‌است، نام اورمیه را «ارمیه» (ارمیا) و به‌ظاهر

سریانی خوانده‌است.

این‌نام در متون اسلامی به صورت اُرمیه و اُرمی آمده‌است. مردم محلی

دریاچة مزبور را اورمی می‌نامند.

برخی مؤلفان ترک این دریاچه را ارومیه یا رومیه نوشته، و چنین

پنداشته‌اند که منسوب به روم شرقی است.این نظر در همة موارد قاطع

نیست، زیرا در نوشته‌های برخی مؤلفان معاصر ترک نیز نام دریاچه به

صورت اورمیه آمده‌است (در متون کهن ایرانی نام این دریاچه به صورت

چیچست با یاء مجهول آمده‌است) واژه اوستایی چیچست به معنای

درخشنده و شفاف است گمان می‌رود شوری و ذرات نمک فراوان موجب

درخشندگی آن شده باشد. مؤلفان عهد اسلامی اغلب از شوری آب این

دریاچه یاد کرده‌اند.[۵]

در شاهنامه فردوسی و در نسخه‌ای از نزهة القلوب نام چیچست به

صورت خنجست آمده‌است (بارتولد، که آن را تصحیف همین اسم

دانسته‌اند). از دیگر نامهای کهن این دریاچه، کبودان است.


استرابن که در حدود سده ۱م می‌زیسته، این دریاچه را کپوتا نوشته‌است.

پورداود معتقد است نام دو هزار ساله کپوتا باید از واژه کپوت (کبود) در زبان

پارسی باستان باشد. در منابع اسلامی نیز این نام به صورت دریای کبوذان

و کبودان آمده‌است.[۶]دریاچه اورمیه را درنوشته‌ها به ‌نام ‌جزیره‌های درون

آن نیز خوانده‌اند. یکی از این جزیره‌ها کبودان است. شاید نام جزیره از نام

دریاچه و یا به عکس گرفته شده باشد.

پورداود نام جزیره را برگرفته از نام دریاچه دانسته‌است.

بطلمیوس نام دریاچه را مارگیانه (مانتیانه، به احتمال مراغه‌) نوشته‌است.


هرودت از قومی با نام ماتینوی یاد کرده که به نام مانتیانه نزدیک است

مینورسکی نام مانتیانه را با نام مانّاها که در حوالی این دریاچه

می‌زیسته‌اند، نزدیک دانسته‌است ابوالفدا دریاچه مزبور را «بحیرة تلا» ضبط

کرده، دژی را نیز بر کوهی در این دریاچه به همان نام نامیده، و مدعی

شده‌است که هلاکو اموال خود را در آن دژ نهاده بود.


طبری از دژ نام برده، و نوشته‌است که محمد بن بعیث در ۲۲۰ق به دژی

در میان این دریاچه که شاهی نامیده می‌شد، رفت.

پورداود می‌نویسد که این دریاچه را گاه به نام یکی از جزیره‌های بزرگ

کوهستانی آن که «شاهی» نام دارد، دریاچة شاهی خوانند.

حمدالله مستوفی آن را به نامهای بحیرة چیچست، دریای شورِ طسوج

(طروج‌) نامیده‌است.

این دریاچه را اصطخری «بحیرة الشراة» نیز نامیده که به معنای دریاچة

خوارج است. این نام به احتمال از آنجا ناشی شده که به نوشتة یاقوت در

کوه جزیرة وسط دریاچه، دژی استوار وجود داشته که ساکنانش بر والیان

آذربایجان عاصی بوده‌اند. محتمل است این همان جزیرة شاهی یا شاهو

باشد که طبری (همانجا) از آن یاد کرده، و رشیدالدین آن را «شاهوتله»

نوشته‌است‌[۷]

تاریخچه

نام کهن این دریاچه چیچَست بوده‌است. این واژه، واژه‌ای است از زبان

اوستایی و پارسی باستان و تلفظ آن چَئِچَستَ بوده‌است.

دریاچهٔ چیچست در اسطوره‌های ایرانی نقشی بنیادین دارد. عرصهٔ

بسیاری از رویدادهای مهم زندگی کیخسرو، کرانهٔ این دریاچه بوده‌است.

دژ بهمن که کیخسرو در نبردی غول‌آسا و سهمگین آن را می‌گشاید و از

چنگ دیوان به‌ در می‌آورد، در نزدیکی همین دریاچه بوده و بسیاری از

اسطوره‌های دیگر.

در دوران پهلوی به مناسبت پادشاهی رضاشاه پهلوی، به این دریاچه نام

رضائیه داده شد.




دریاچهٔ ارومیه یکی از زیستگاه‌های طبیعی مهم در منطقهٔ آذربایجان که در

عین حال برای ورزش‌های آبی همانند شنا، قایقرانی و اسکی روی آب نیز

بسیار مناسب می‌باشد، در آستانهٔ خشک شدن است. این دریاچه که با

سواحل زیبا و آب‌شور خود گردشگران بسیاری را در فصول مختلف و

علی‌الخصوص در تابستان به‌سوی خود جلب می‌نماید، از نظر داشتن موادّ

معدنی گوناگون، دارای یکی از کمیاب‌ترین منابع طبیعی بوده و امروزه با

تهدیدی بسیار جدی روبروست.این دریاچه در خطر خشک شدن کامل

قراردارد و طی ۱۳ سال گذشته ۶ متر کاهش سطح داشته‌است. اختصاص

۹۰٪ منابع آبی منطقه به بخش کشاورزی، تبخیر زیاد در پی گرم شدن هوا

و برداشت غیرمجاز از آب‌های زیرزمینی در پی حفر چاه از دلایل خشک

شدن این دریاچه می‌باشند. کارشناسان ابراز داشته‌اند در صورت خشک

شدن این دریاچه هوای معتدل منطقه تبدیل به هوای گرمسیری با بادهای

نمکی خواهد شد



و زیست محیط منطقه را تغییر خواهد داد در اعتراض به خشک شدن

دریاچه در فروردین سال ۱۳۹۰ اعتراضی صورت گرفت

یکی از طرح‌هایی که برای نجات دریاچه ارومیه مطرح شده انتقال آب از

   نقاط دیگر به ویژه رود ارس است.

به گفتهٔ نماینده ارومیه در مجلس نادر قاضی‌پور،




تنها راه نجات دریاچه ارومیه آبهای رود ارس و شهرستان پیرانشهر است.

اما این ایده با مخالفت‌هایی روبروست. روزنامه اقتصاد پویا در سرمقاله‌ای

مقصر خشکیدن دریاچه ارومیه را مردم و نمایندگانی می‌داند که برای

تأمین نیازهای کشاورزی و خانگی آذربایجان بارها خواستار انتقال آب

رودخانه‌هایی که به دریاچه ارومیه می‌ریزند به نقاط دیگر شده‌اند و از

حکومت درخواست داشتند تا آب این رودخانه‌ها برای تأمین نیاز باغ‌های

مراغه و دیگر شهرهای استان استفاده شود و یا با فشار بسیار بر

مسئولین طرح میان‌گذر دریاچه ارومیه را اجرایی کردند. بر اساس این

نظریه برای نجات دریاچه ارومیه به جای خشکاندن ارس و از بین بردن

زمین‌های بارور نقاط دیگر باید از مصرف آب کاسته و به وزارت نیرو اجازه

داده شود تا آب رودخانه‌هایی را که به طور طبیعی به این دریاچه

می‌ریخته‌اند دوباره به سوی آن رها کند.

در مرداد ماه سال ۱۳۹۰ مجلس شورای اسلامی با دو فوریّت طرح انتقال

آب به دریاچه ارومیه موافقت نکردو این امر به احتمال زیاد به بحرانی‌تر

شدن اوضاع دریاچه دامن خواهد زد، علاوه بر این پیش بینی می‌شود در

صورت خشک شدن احتمالی دریاچه شاهد بارش باران نمک در بسیاری از

استان‌های همجوار باشیم و در ادامه این امر منجر به آواره شدن ۱۳

میلیون نفر خواهد شد




سونامی نمک ارومیه به تهران می‌رسد!
معاون سازمان حفاظت محیط زیست گفت: غبار سونامی نمک دریاچه

ارومیه به استان‌های البرز و تهران هم می‌رسد

اصغر محمدی فاضل گفت: حق آبه سالیانه دریاچه ارومیه طبق توافق

کتبی با وزارت نیرو که توسط معاون وزیر نیرو ابلاغ شده است سالیانه 3.1

 میلیارد متر مکعب است که این حق‌آبه به دلیل این که سالیان گذشته به

اندازه تأمین نشده، باعث شده مقدار کسری آب دریاچه ارومیه به تدریج

افزایش پیدا کند

وی اظهار داشت: در حالی که ما الان بالغ بر 24 میلیارد متر مکعب کسری

 آب داریم، بنابراین اگر حتی 3 میلیارد متر مکعب سالیانه دریافت کنیم

، دریافتی سالیانه را جبران نمی‌کند. یعنی کسری 24 میلیارد متر مکعبی

 جبران نخواهد شد.
معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست ادامه

 داد: باید علاوه بر 3.1 میلیارد متر مکعب، سالیانه مقادیری را به دریاچه

 ارومیه سهم بیشتری را برای اینکه جبران کم‌آبی قبلی بشود
فاضل تصریح کرد: در سال‌های گذشته متأسفانه مقدار دریافتی‌هایی که

 به عنوان حق‌آبه داشتیم بسیار اعداد پایینی بود و در سال آبی 90-91 که

 بهترین سال نسبت به سنوات گذشته بوده تا به امروز یک میلیارد و 800

میلیون متر مکعب حق‌آبه دریافت کردیم که هنوز نزدیک به 60 درصد حق‌آبه

 نیازمندیم در حالیکه دو ماه به پایان سال آبی باقیمانده است.

وی با بیان اینکه بنابراین ما انتظار داریم وزارت نیرو در این خصوص اهتمام

 جدی داشته باشد، ادامه داد: با توجه به اینکه حجم مخازنی که وزارت

نیرو در اختیار دارد مقادیری است که امکان تأمین این آب وجود دارد.

معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست بیان

کرد: بر اساس اطلاعاتی که در دست داریم و همچنین توسط همکاران

 وزارت نیرو گفته می‌شود و در سایت‌های وزارت نیرو جود دارد حجم آب در

 دست بهره‌برداری در سه استان آذربایجان غربی، شرقی و لرستان 6

میلیارد متر مکعب است که چیزی حدود 4 میلیارد متر مکعب قابلیت

تنظیمی دارد.

وی تصریح کرد: اگر ما موضوع رهاسازی آب از سدهای مخزنی و همچنین

با برداشت‌های غیر مجاز و چاه‌های غیر قانونی که در حوزه دریاچه ارومیه

 وجود دارد و همچنین مسیرهای انتقال آب به دریاچه ارومیه را لایروبی و

بازگشایی کنیم، اگر همین چند اتفاق ساده رخ دهد مقدار آب قابل توجهی

 به دریاچه وارد خواهد شد.

فاضل با بیان اینکه اعتراض دیگری که ما داریم این است که متأسفانه هنوز

موضوع مطالعه سدهای جدید در دستور کار وزارت نیرو است ادامه داد: ما

 نسبت به این موضوع قبلاً اعتراض خود را اعلام کردیم و دستور صریح

معاون اول رئیس جمهور در جلسه مدیریت منابع آب بوده که تحت هیچ

 شرایطی در این حوزه موضوع مطالعه سدهای جدید نباید صورت بگیرد.

 همچنین در جلسات دو جانبه محیط زیست و وزارت نیرو همکاران این

وزارتخانه قول داده‌اند که در این خصوص به صورت جدی ورود پیدا خواهند

 کرد. اما هنوز اخبار مختلفی به صورت رسمی و غیر رسمی از مطالعه

 احداث سد در بالادست دریاچه ارومیه به گوش می‌رسد.

وی تصریح کرد:‌ در استان آذربایجان غربی در حوزه دریاچه ارومیه در حال

حاضر 31 سد مخزنی در حال مطالعه است که در این وضعیت وقتی این

 تعداد سد در دست مطالعه دارند نشان می‌دهد که برنامه‌ای وجود دارد

 که سد جدید در این استان ساخته شود.

فاضل اضافه کرد: در استان آذربایجان غربی 29 مورد سدهای مختلف برای

 احداث توسط وزارت نیرو و جهاد کشاورزی پیشنهاد شده، بنابراین

درخواست ما این است که در این خصوص بازنگری شود و هیچگونه

 طراحی و مطالعه یا ایجاد سد جدید نداشته باشیم.

معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست تصریح

کرد: در منطقه دریاچه ارومیه مقدار قابل توجهی از آب صرف کشاورزی

 می‌شود. بر اساس آماری که داده شده در استان آذربایجان شرقی حدود

15درصد آب خروجی سقف‌های استان صرف موارد کشاورزی می‌شود.

وی ادامه داد: اگر این اقدام مورد توجه قرار نگیرد و ما سطح بهره‌برداری از

 سدها را از سمت کشاورزی به سمت انتقال آب به دریاچه ارومیه سوق

 ندهیم قطعاً وضعیت دریاچه از اینکه هست خطرناکتر خواهد شد.

فاضل گفت: در مجموعه حوزه دریاچه ارومیه نشان می‌دهد که سفره آب

زیر زمینی منطقه به شدت افت کرده و در حال ایجاد یک فاجعه ملی

 زیست‌محیطی هستیم.

معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست در ادامه

 به توفان نمک اشاره کرد و گفت: موضوع توفان نمک موضوعی است که از

 سالیان گذشته توسط کارشناسان حوزه محیط زیست همیشه در رابطه

 با آن اخطار داده می‌شده است و هنوز هم مورد نگرانی ما قرار دارد.

وی گفت: حتی در گزارشاتی که ما به مقامات کشور داده‌ایم و همچنین

جلسه‌ای که در مجلس شورای اسلامی برگزار کرده‌ایم عنوان شد که

نگرانی ما در خصوص توفان‌های نمک در دریاچه ارومیه این است که ما

 توفان نمک را در حوزه استان آذربایجان شرقی بسیار محتمل می‌دانیم و

 حتی گستره آن را تا مرزهای غربی استان تهران پیشبینی می‌کنیم.

وی تأکید کرد: احتمال رسیدن غبار نمک به استان زنجان به صورت جدی

است استان‌های البرز و تهران هم در معرض خطر غبار سونامی نمک

هستند.

فاضل اضافه کرد: بنابراین اعتقاد ما این است که در مورد دریاچه ارومیه باید

 یک اقدام عاجل ، جدی و ملی صورت بگیرد

واگذاری حفظ درياچه اروميه به بخش خصوصي

وی همچنین گفت: حفظ و احياي درياچه اروميه از سوي سازمان

محيط‌زيست كشور براي تعيين پيمانكار به مناقصه گذاشته شده بود؛ اين

مناقصه به پايان رسيده است و سازمان مركزي به‌زودي برنده اين طرح را

 اعلام مي‌كند.

وي با اشاره به اينكه واگذاري حفظ و احياي درياچه اروميه براي استفاده از

توان و امكانات بخش خصوصي در اين زمينه است، اظهاركرد: حفاظت و

احياي اين درياچه با دو هدف لايروبي و احياي مسير ورودي رودخانه‌هاي

منتهي به درياچه اروميه و تالاب‌هاي پيراموني‌اش جهت انتقال آب به

 حوضه مخزني آن و همچنين انتقال آب شرب به سواحل و جزاير درياچه

 اروميه براي استفاده حيات‌وحش انجام مي‌گيرد.

معلوم نیست بخش دولتی با این همه امکانات چیزی جز خشک تر کردن

 دریاچه به ارمغان نیاورد ُ حال بخش خصوصی با این شرایط بحرانی

میخواهد چه گلی به سر دریاچه روبه زوال بزند

بدون شرح!!!

اصل ۲۷ قانون اساسی :

{تشكيل اجتماعات و راه پيمايي ها، بدو ن

 حمل سلاح ، به شرط آن که مخل به

مباني اسلام

نباشد آزاد است .}

تابناک :(۵ شهریور ۱۳۹۰)
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:

از اروميه خبر مي‌رسد به دنبال دعوت‌هاي پيامكي از مردم اروميه براي

شركت در راهپيمايي اعتراضي به عدم تصويب دو فوريت آبرساني به

درياچه اروميه در صحن مجلس شوراي اسلامي، امام جمعه اروميه حضور

در اين راهپيمايي را غيرقانوني اعلام كرد.

حجت الاسلام حسني در خطبه‌هاي نماز جمعه اروميه اظهار داشت:

حركات خودسرانه و بدون مجوز براي راهپيمايي روز شنبه، غيرقانوني بوده

 و محكوم است.

وي افزود: بحث درياچه اروميه كه به بحث داغ روز تبديل شده است،

خواسته به حقي است كه مردم آذربايجان غربي خواستار آن هستند و از

مسئولين كشوري واستاني خصوصاً شخص رئيس‌جمهور درخواست

مي‌كنم به اين خواست مردم توجه داشته باشند.

امام جمعه اروميه اظهار داشت: در اين فضاي به وجود آمده عده‌اي قصد

سوءاستفاده دارند و با دعوت مردم براي راهپيمايي مي‌خواهند نظم جامعه

 را برهم بزنند. وي گفت: اين راهپيمايي برخلاف مصالح كشور است.

شصت درصد دریاچه ارومیه خشکید

خشکی دریاچه ارومیه تا پایان شهریور امسال به 60 درصد می رسد.

دریاچه ارومیه در قسمت های جنوبی تا 10 کیلومتر پسروی کرده است و

در شمال دریاچه پسروی کمتری نسبت به جنوب آن وجود دارد.

با ادامه روند کنونی پسروی دریاچه ارومیه سطح خشکی این دریاچه تا

پاییز امسال به 60 درصد خواهد رسید که 3 هزار و 420 کیلومتر مربع از

مساحت دریاچه ارومیه را شامل می شود .

با افزایش میزان دما در سطح حوزه دریاچه ارومیه میزان تبخیر نیز در این

 حوزه آبی افزایش یافته بطوریکه تبخیر در سطح دریاچه ارومیه از 960

 میلی متر در سال به یک هزار و 300 میلی متر در سال کنونی رسیده

است .
با ادامه روند تبخیر آب تا پایان فصل آتی تراز دریاچه ارومیه به هزار و 271

سانتی متر خواهد رسید که پایین ترین حد خود در یکصد سال گذشته

 است .
سطح تراز اکولوژیکی دریاچه ارومیه هم اکنون هزار و 273 سانتی متر

است که 37 سانتی متر پایین تر از زمان مشابه در سال گذشته است و 7

 متر و 20 سانتی متر نسبت به سطح آبهای آزاد کاهش نشان می دهد .

خشک شدن دریاچه ارومیه پیامدهای ناگواری خواهد داشت ، از بین رفتن

 پلاژ ها و مجتمع های گردشگری و کاهش گردشگری در حوزه دریاچه

 ،کاهش سطح آب های زیر زمینی به سبب نبود بارندگی های مناسب و

 تغذیه نشدن سفره های زیر زمینی در سال های اخیر و به خطر افتادن

فعالیت های کشاورزی در اطراف این حوزه آبی از جمله آنهاست .

انتقال ذرات حاصل از خشک شدن دریاچه ارومیه ضمن تاثیر گذاری بر

 حاصلخیزی زمینهای کشاورزی ، روی دستگاه تنفسی مردم نیز آثار منفی

 خواهد گذاشت.
کارشناسان پیش بینی می کنند با خشک شدن دریاچه ارومیه تا چندسال

 آینده میلیاردها تن نمک برجای بماند .

با وجود بحرانی بودن وضعیت دریاچه ارومیه نمایندگان مجلس شورای

اسلامی روز سه شنبه این هفته با دو فوریت طرح انتقال آب برای نجات

 دریاچه ارومیه مخالفت کردند .

دریاچه ارومیه بزرگترین دریاچه ایران و بیستمین دریاچه جهان است که به

 علت ویژگی های طبیعی و اکولوژیکی در زمره یکی از 22 تالاب بین

 المللی کنوانسیون رامسر به ثبت رسیده است.

خطر بروز سونامی نمک در دریاچه ارومیه
کارشناسان وضعیت دریاچه ارومیه را در سال 90 بحرانی ارزیابی کرده و

احتمال خطر بروز سونامی نمک را پیش بینی می کنند و این درحالیست

 که دریاچه ارومیه همچنان گرفتار جلسات غیر تخصصی است.



وضعیت دریاچه ارومیه در حالی به سوی بحرانی تر شدن می رود که در

 خصوص ابعاد این بحران زیست محیطی توسط نخبگان، دانشگاهیان و

علما هشدارهای زیادی داده شده است.


علیرغم تمامی این تاکیدات و نگرانی ها بسیاری از سازمان هایی که

 مسئولیت رسیدگی به وضعیت این دریاچه را دارند دچار روزمرگی شده و

با تشکیل جلسات و همایش های بی نتیجه وقت هدر می دهند.


وزارت نیرو از جمله سازمان هایی است که با اتلاف زمان و انرژی در سال

 89 نزدیک به چهار میلیارد ریال برای برگزاری همایش ها هزینه کرده در

حالیکه این رقم می توانست با همکاری افراد متخصص جلوی بحرانی تر

شدن اوضاع دریاچه را بگیرد.



پیش بینی های کارشناسان حکایت از آن دارد که میزان بارش در سال

جاری در حوزه آبخیز دریاچه ارومیه کاهش چشمگیری خواهد داشت و با

توجه به افزایش دمای این حوزه، میزان تبخیر آب دریاچه افزایش می یابد.


با در نظر گرفتن کاهش آب های ورودی به علت احداث سازه های

انسانی، این دریاچه در سال 90 در بحرانی ترین وضعیت خود قرار خواهد

 گرفت.


سازمان های متعددی در طی سال های گذشته قول اقدامات سریع از

جمله آب رسانی ،اصلاح الگوی کشت، بارور سازی ابرها و .... داده اند اما

بررسی شرایط نشان می دهد که برخی از این اقدامات حتی شروع

نشده اند.


وضعیت این دریاجه در حالی به سوی بحرانی تر شدن می رود که در

خصوص ابعاد این بحران زیست محیطی، توسط نخبگان، دانشگاهیان و

علما هشدارهای زیادی داده شده اما متاسفانه مسئولان ذی ربط بی

 توجهی نشان دادند و سعی کردند با دستور دادن برگزاری جلسات بی

 نتیجه غیر تخصصی، آمارسازی و ... موضوع را حل کنند.


به عقیده کارشناسان خشک شدن این دریاچه بر روی زندگی روز مره

ساکنان مناطق غربی کشور تاثیر مستقیم دارد و در صورت ادامه یافتن
 
شرایط فعلی بدون شک شاهد سونامی نمک، خشک شدن مناطق

کشاورزی، شیوع بیماری های مختلف در این منطقه خواهیم بود.


انتظار می رود با توجه به شرایط ویژه فعلی شهروندان مسئولان پیگیر

جدی موضوع احیا دریاچه باشند و با تمام وجود و به وسیله ای که می

توانند به احیای دریاچه کمک کنند.


شهروندان باید به یاد داشته باشند که در صورت از دست دادن این سرمایه

 خدادی در طول آینده باید پاسخگوی فرزندان خود باشند.


حل این مسئله نیازمند تکنولوژی های جدید بوده و دنیا در روش های جدید

 باروری ابرها پیشرفت های چشمگیری داشته و به کمک این روش ها

می توان این مشکل را مدیریت کرد.




در حال حاضر به کمک تیمی از نخبگان و اساتید دانشگاه تبریز، امکان

بومی سازی این تکنولوژی فراهم شده و با استفاده از این روش ها در

 کوتاهترین زمان ممکن و با تامین سه تا پنج میلیارد متر مکعب آب برای

 این حوزه می توان مشکل را مدیریت کرد که در این خصوص کارشناسان

 و متخصصان تبریزی پیشنهادی تقدیم وزارت نیرو شده است.


انتظار می رود که مسئولان با اعتماد دوباره به جوانان و نخبگان و ایجاد

فرصت دوباره برای حضور آنها امکان مدیریت وضعیت فعلی را به آنها بدهند.



مطمئنا مدیریت این بحران طبیعی به کمک نخبگان می تواند الگوی

 مناسبی برای آینده باشد.

پیاده روی؛ آخرین راهکار اعتراض
 
مدیرعامل آب منطقه ای آذربایجان غربی عریض ترین فاصله بین آذربایجان

غربی و شرقی را با پای پیاده رفت و برگشت آنهم از روی دریاچه

سابق(!) ارومیه
             
نقی کریمی مدیرعامل آب منطقه ای آذربایجان غربی در یک حرکت نمادین

کارشناس روابط عمومی و عکاس اداره اش را برداشت و با خود به بندر

رحمانلو نقده برد. این دو عریض ترین فاصله بین آذربایجان غربی و آذربایجان

شرقی را از محلی که چندسال قبل فقط با قایق و کشتی قابل گذر بود

پیاده رفتند و برگشتند. پیاده روی طاقت فرسایی که به رکورد شدن و ایجاد

موج رسانه ای که حتی بخش خبری 20 و 30 هم جزئیاتش را پخش کرد

می ارزید. فراز و فرودهای این پیاده روی را که بیش از 11 ساعت به طول

انجامید را از زبان علی اصغر شادجو بخوانید

به گزارش روز دوشنبه خبرنگار ايرنا، 'نقي كريمي' مديرعامل شركت آب

 منطقه اي آذربايجان غربي و 'علي اصغر شادجو' عكاس و خبرنگار ايرنا،

 در اين اقدام نمادين كه با هدف نشان دادن فاجعه خشكي درياچه اروميه

 و كمبود آب اين ذخيره گاه و تالاب بين المللي انجام شد، اين مسافت را

در بيش از 11 ساعت پياده روي كردند.

مديرعامل شركت آب منطقه اي آذربايجان غربي در گفت و گو با خبرنگار

ايرنا در خصوص اين پياده روي گفت: اين اقدام نمادين با هدف نشان دادن

اهميت احياي درياچه اروميه براي مسوولان استان و ضرورت همكاري و

همراهي همه آحاد جامعه به خصوص كشاورزان براي مشاركت در نجات

 اين تالاب انجام شد.
'نقي كريمي' گفت: درياچه اروميه به خشك ترين و كم آب ترين ميزان خود

 طي صد سال گذشته رسيده است كه اين امر لزوم توجه جدي عمومي

 و مردم و به خصوص كشاورزان در جهت استفاده بهينه از منابع آبي را
مي طلبد.
وي اظهار كرد: با اينكه دولت اقدامات خوب و طرح هاي فراواني براي

احياي اين درياچه در دست اجرا دارد، تنها راه نجات آن بارش نزولات

 آسماني و رحمت خداوندي است.

وي با اشاره به اينكه مصرف نادرست و غير اصولي در زمينه كشاورزي

 باعث هدررفت شديد آب شده است، خاطر نشان كرد: برداشت اضافي از

 منابع آب زيرزميني به مرور باعث كاهش نفوذپذيري خاك و سفره هاي

زيرزميني و جايگزيني آبهاي شور در اين بسترها شده و ضرر اصلي آن در

آينده متوجه همه به خصوص كشاورزان مي شود.

مديرعامل شركت آب منطقه اي آذربايجان غربي همچنين يادآور شد:

 انتقال بين حوزه اي، بارورسازي ابرها، تخصيص حق آبه درياچه اروميه از

 رودخانه هاي منتهي به اين تالاب، آبياري تحت فشار و تغيير الگوي كشت

 محصولات كشاورزي منطقه از مهم ترين اقدامات انجام شده و در دست

 اقدام توسط شركت آب منطقه اي آذربايجان غربي با همكاري نهادهاي

مرتبط همچون سازمان جهاد كشاورزي و حفاظت محيط زيست استان

 براي احياي درياچه اروميه در حال حاضر است.

درياچه اروميه دومين درياچه شور دنيا است كه به دليل بروز خشكسالي،

 كاهش نزولات آسماني، عوامل انساني، استفاده بي رويه از آبهاي

زيرزميني و عدم استفاده از روش هاي كشت مدرن كشاورزي در حوزه

درياچه اروميه از سال 76 شروع به خشك شدن كرده است و امروز اين

تالاب در بحراني ترين شرايط زيست محيطي قرار گرفته است.

بر اساس اطلاعات موجود در شركت آب منطقه اي آذربايجان غربي آب

 درياچه اروميه طي نزديك به صد سال گذشته نيز به كمترين ميزان خود

رسيده بود كه با ادامه بارش سطح اين درياچه طي سال هاي اول دهه

70 هجري شمسي با بالاترين ميزان خود رسيد.
 
درياچه اروميه بزرگ ترين‌ درياچه‌ كشور است كه در ارتفاع ‌1267 متري‌ از

 سطح‌ دريا واقع ‌شده ‌است و طول‌ آن ‌حدود 130 تا 140 كيلومتر و عرض

‌آن‌ بين‌ 15 تا 50 كيلومتر متغير است‌.
عمق‌ متوسط ‌اين درياچه تا شش متر و عمق آب در عميق ترين قسمت

 ها تا 25 متر در تراز عادي بوده است.

درياچه اروميه شورترين درياچه دنيا بعد از 'بحرالميت' به شمار مي‌رود.

درياچه‌ اروميه‌ داراي 102 جزيره و شبه ‌جزيره‌ است كه ‌از اهميت‌

گردشگري‌، جغرافيايي، بيولوژيكي و اكولوژيكي شايان‌ توجهي‌ برخوردار

 است و مهمترين آنها جزيره كبودان‌، اشك‌، اسپير و آرزو است.
 
در حال حاضر تراز درياچه اروميه در كمترين حالت 25/1271 سانتي متر

است اين درحالي است كه تراز اين تالاب در بالاترين ميزان در تاريخ 21

خرداد ماه سال 74 در حدود41/1278 سانتي متر بوده است.             

[ چهارشنبه هشتم شهریور 1391 ] [ 13:34 ] [ mehdisamadi ]
زندگینامه سید محمد حسین بهجت تبریزی


سید محمد حسین بهجت تبریزی در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی در

روستای زیبای « خوشکناب » آذربایجان متولد شده است.

او در خانواده ای متدین ، کریم الطبع واهل فضل پا بر عرصه وجود نهاد.

پدرش حاجی میر آقای خوشکنابی از وکلای مبرز و فاضل وعارف روزگار

خود بود که به سبب حسن کتابتش به عنوان خوشنویسی توانا مشهور

حدود خود گشته بود


شهریار که دوران کودکی خود را در میان روستائیان صمیمی و خونگرم

خوشکناب در کنارکوه افسونگر « حیدر بابا » گذرانده بود همچون تصویر

برداری توانا خاطرات زندگانی لطیف خود را در میان مردم مهربان و پاک

طینت روستا و در حریم آن کوه سحرانگیز به ذهن سپرد.او نخستین شعر

خویش را در چهار سالگی به زبان ترکی آذربایجانی سرود . بی شک

سرایش این شعر کودکانه ، گواه نبوغ و قریحه شگفت انگیز او بود.


شهریار شرح حال دوران کودکی خود را در اشعار آذربایجانیش بسیار

زیبا،تاثیر گذار و روان به تصویر کشیده است.


طبع توانای شهریار توانست در ابتدای دهه سی شمسی و در دوران

 میانسالی اثر بدیع و عظیم« حید ربابایه سلام» را به زبان مادریش

بیافریند .


او در این منظومه بی همتا در خصوص دوران شیرین کودکی و بازیگوشی

 خود در روستای خشکناب سروده است:


قاری ننه گئجه ناغیل دییه نده ،

( شب هنگام که مادر بزرگ قصه می گفت، )

کولک قالخیب قاپ باجانی دویه نده،

(بوران بر می خاست و در و پنجره خانه را می کوبید،)

قورد کئچی نین شنگیله سین ییه نده،

( هنگامی که گرگ شنگول و منگول ننه بز را می خورد،)

من قاییدیب بیر ده اوشاق اولایدیم!

(ای کاش من می توانستم بر گردم و بار دیگر کودکی شوم !)
شهریار دوران کودکی خود را درمیان روستائیان پاکدل آذربایجانی گذراند.


اما هنگامی که به تبریز آمد مفتون این شهر جذاب و تاریخ ساز و ادیب

پرور شد. دوران تحصیلات اولیه خود را در مدارس متحده ، فیوضات و

متوسطه تبریز گذراند و با قرائت و کتابت السنه ترکی ، فارسی و عربی

آشنا شد


شهریار بعدا به تهران آمد و در دارالفـنون

تهـران خوانده و تا کـلاس آخر مـدرسه

طب تحـصیل کردو در چـند مریض خانه

هـم مدارج اکسترنی و انترنی را گـذراند

ولی د رسال آخر به عـلل عـشقی و

ناراحـتی خیال و پـیش آمدهای دیگر از

ادامه تحـصیل محروم شد و با وجود

مجاهـدتهـایی که بعـداً توسط دوستانش

به منظور تعـقـیب و تکـمیل این یک سال

تحصیل شد، شهـریار رغـبتی نشان نداد و

ناچار شد که وارد خـدمت دولتی بـشود؛

چـنـد سالی در اداره ثـبت اسناد نیشابور

و مشهـد خـدمت کرد و در سال ۱۳۱۵ به

بانک کـشاورزی تهـران داخل شد

شهـریار در تـبـریز با یکی از بـستگـانش ازدواج کرده، که ثـمره این وصلت

دودخـتر به نامهای شهـرزاد و مریم است.

از دوستان شهـریار مرحوم شهـیار، مرحوم استاد صبا، استاد نـیما،

فـیروزکوهـی، تـفـضـلی، سایه وزاهدی رامی تـوان اسم بـرد.

وی ابتدا در اشعارش بهجت تخلص می کرد. ولی بعدا دوبار برای انتخاب

 تخلص با دیوان حافظ فال گرفت و یک بار مصراع:


«که چرخ این سکه ی دولت به نام شهریاران زد»



و بار دیگر

«روم به شهر خود و شهریار خود باشم»

آمد از این رو تخلص شعر خود را به شهریار تبدیل کرد.

اشعار نخستین شهریار عمدتا بزبان فارسی سروده شده است.

شهریار خود می گوید وقتی که اشعارم را برای مادرم می خواندم وی به طعنه می گفت:

“پسرم شعرهای خودت را به زبان مادریت هم بنویس تا مادرت نیز اشعارت

را متوجه شود!”

این قبیل سفارشها از جانب مادر گرامیش و نیز اطرافیان همزبانش، باعث

 شد تا شهریار طبع خود را در زبان مادریش نیزبیازماید و یکی از بدیعترین

منظومه های مردمی جهان سروده شود.

سیری در آثار

شهـرت شهـریار تـقـریـباً بی سابقه است، تمام کشورهای فارسی زبان و

 ترک زبان، بلکه هـر جا که ترجـمه یک قـطعـه او رفته باشد، هـنر او را می

 سـتایـند.

منظومه «حیدر بابا سلام» در سال ۱۳۲۲ منتشر شد واز لحظه نشر مورد

 استقبال قرار گرفت.
حـیـدر بابا” نـه تـنـهـا تا کوره ده های آذربایجان

بلکه در ترکـیه


و جـمهـوری آذربایجان


چـنـدین بار چاپ شده است، بدون استـثـنا ممکن نیست ترک زبانی

منظومه حـیـدربابا را بشنود و منـقـلب نـشوداین منظومه از آثار جاویدان

 شهریار و نخستین شعری است که وی به زبان مادری خود سروده

 است.

شهریار در سرودن این منظومه از ادبیات ملی آذربایجان الهام گرفته است.

منظومه حیدربابا تجلی شور و خروش جوشیده از عشق شهریار به مردم

 آذربایجان است ، این منظومه از جمله بهترین آثار ادبی در زبان ترکی آذری

 است، و در اکثر دانشگاههای جهان از جمله دانشگاه کلمبیا در ایالات

متحده‌آمریکا مورد بحث رساله دکترا قرار گرفته است و برخی از

 موسیقیدانان همانند هاژاک آهنگساز معروف ارمنستان آهنگ جالبی بر آن

 ساخته است

اشعار ولایی

عمق تعلقات دینی و توجهات مذهبی خانواده و نیز شخص استاد شهریار

به حدی است که عشق به ائمه اطهار علیه‌السلام در بسیاری از

اشعارش عینا هویداست.

او در نعت حضرت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می فرماید:

ستون عرش خدا قائم ازقیام محمد ——- ببین که سر بکجا می کشد

مقام محمد

بجز فرشته عرش آسمان وحی الهی ——- پرنده پر نتوان زد به بام محمد

به کارنامه منشور آسمانی قرآ ن ——– که نقش مهر نبوت بود بنام

محمد…

شهریار در شعر یا علی علیه‌السلام در مورد حضرت امیر المومنین

علیه‌السلام می فرماید:

مستمندم بسته زنجیروزندان یاعلی ——- دستگیر ای دستگیر مستمندان

 یا علی

بندی زندان روباهانم ای شیر خدا ——- می جوم زنجیر زندان را به دندان

یا علی

اشعار شهریار در ستایش امام اول شیعیان جهان سرآمد سلسله مداحان

اهل بیت عصمت و طهارت علیه‌السلام است.

علی ای همای رحمت توچه آیتی خدارا ——- که به ما سوا فکندی همه

 سایه هما را

دل اگرخداشناسی همه در رخ علی بین ——- به علی شناختم من به

خدا قسم خدا را

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن ——- که نگین پادشاهی دهد از

 کرم گدا را

شهریار جانسوزترین اشعار خود را تقدیم حضرت سید الشهداء

 علیه‌السلام و حماسه ابدی او کرده است:

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین —— روی دل با کاروان کربلا دارد

 حسین

ازحریم کعبه جدش به اشکی شست دست —— مروه پشت

 سرنهاداماصفا دارد حسین

ویژگی سخن

شهریار روح بسیار حساسی دارد. او سنگ صبور غمهای نوع انسان

است.اشعار شهریار تجلی دردهای بشری است.

او همچنین مقوله عشق را در اشعار خویش نابتر از هر شعری عرضه

داشته است.

در ایام جوانی و تحصیل گرفتار عشق نا فرجام ، پر شرری می گردد.

عشق شهریار به حدیست که او در آستانه فارغ التحصیلی از دانشکده

پزشکی ،درس و بحث را رها می کند و دل در گرو عشقی نا فرجام می

گذارد :

دلم شکستی و جانم هنوز چشم براهت

شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت

در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست

اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت

عکس, تصویر, تصاویر استاد شهریار به همراه زندگینامه

اما این عشق زمینی بال پرواز او را بسوی عشق نامحدود آسمانی می گشاید.

قفسم ساخته و بال و پرم سوخته اند

مرغ را بین که هنوزش هوس پرواز است!

سالها شمع دل افروخته و سوخته ام ————- تا زپروانه کمی عاشقی

 آموخته ام

عجبا که این عشق مسیر زندگی شهریار را تغییر دادو تاثیری تکان دهنده

 بر روح و جان شهریار نهاد و جهان روان او را از هم پاشید.

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند———– درشگفتم من چرا

ازهم نمی پاشد جهان

این عشق نافرجام بحدی در روح و روان او ماندگار شد که حتی هنگام

بازگشت معشوق، عاشق به وصل تن نداد .

آمدی جانم بقربانت ولی حالا چرا ———— بی وفا حالا که من افتاده ام از

 پا چرا!؟

شهریارهمانگونه که به سرزمین مادری و رسوم پدر خود عشق می ورزد

اشعار بسیار نغزی در خصوص مقام مادر و پدر به زبانهای ترکی و فارسی

 سروده است:

گویند من آن جنین که مادر —— از خون جگر بدو غذا داد

تا زنده ام آورد به دنیا —— جان کند و به مرگ خود رضا داد

هم با دم گرم خود دم مرگ —— صبرم به مصیبت و عزا داد

من هرچه بکوشمش به احسان —— هرگز نتوانمش سزا داد

جز فضل خدا که خواهد اورا —— با جنت جاودان جزا داد

شهریار در شعر بسیار لطیف «خان ننه» آنچنان از غم فراق مادربزرگ عزیزش می نالد که گویی مادربزرگش نه

 بلکه مادرش را از دست داده است!

عـلاقـه به آب و خـاک وطن را شهـریار در غـزل عید خون و قصاید مهـمان

شهـریور، آذربایـجان، شـیون شهـریور و

 بالاخره مثـنوی تخـت جـمشـید به زبان شعـر بـیان کرده است.

شهریار شاعر سه زبانه است. او به همه زبانها و ملتها احترامی کامل

 دارد. در اشعار او بر خلاف برخی از

شعرای قومگرا نه تنها هیچ توهینی به ملل غیر نمی شود بلکه او در جای

اشعارش می کوشد تا با هر نحو

ممکن سبب انس زبانهای مختلف را فراهم کند. اشعار او به سه زبان

 ترکی آذربایجانی،فارسی و عربی است


سبک شناسی آثار

اصولاْ شرح حال و خاطرات زندگی شهریار در خلال اشعارش خوانده

میشود و هر نوع تفسیر و تعبیری که در آن اشعار بشود، به افسانه

 زندگی او نزدیک است.

عشقهای عارفانه شهریار را میتوان در خلال غزلهای انتظار؛ جمع وتفریق؛

 وحشی شکار؛ یوسف گمگشته؛ مسافر همدان؛ حراج عشق؛ ساز صباء؛

 ونای شبان و اشک مریم: دو مرغ بهشتی……. و خیلی آثار دیگر مشاهده

 کرد.

محرومیت وناکامیهای شهریار در غزلهای گوهرفروش: ناکامیها؛ جرس

 کاروان: ناله روح؛ مثنوی شعر؛ حکمت؛ زفاف شاعر و سرنوشت عشق

بیان شده است. خیلی از خاطرات تلخ و شیرین او در هذیان دل: حیدربابا:

مومیای و افسانه شب به نظر میرسد.

در سراسر اشعار وی روحی حساس و شاعرانه موج می زند, که بر بال

 تخیلی پوینده و آفریننده در پرواز است.و شعر او در هر زمینه که باشد از

 این خصیصه بهره مندست و به تجدد و نوآوری گرایشی محسوس

دارد.شعرهایی که برای نیما و به یاد او سروده و دگرگونیهایی که در برخی

 از اشعار خود در قالب و طرز تعبیر و زبان شعر به خرج داده, حتی تفاوت

صور خیال و برداشت ها در قال سنتی و بسیاری جلوه های دیگر حاکی از

طبع آزماییها در این زمینه و تجربه های متعدد اوست.

قسمت عمده ای از دیوان شهریار غزل است.سادگی و عمومی بودن زبان

و تعبیر یکی از موجبات رواج و شهرت شعر شهریار است.

شهریار با روح تاثیرپذیر و قریحه ی سرشار شاعرانه که دارد عواطف و

تخیلات و اندیشه های خود را به زبان مردم به شعر بازگو کرده است. از

این رو شعر او برای همگان مفهوم و مأنوس و نیز موثر ست.

شهریار در زمینه های گوناگون به شیوه های متنوع شعر گفته است

شعرهایی که در موضوعات وطنی و اجتماعی و تاریخی و مذهبی و وقایع عصری سروده, نیز کم نیست.

تازگی مضمون, خیال, تعبیر, حتی در قالب شعر دیوان او را از بسیاری

شاعران عصر متمایز کرده است.

اغلب اشعار شهریار به مناسبت حال و مقال سروده شده و از این روست

 که شاعر همه جا در درآوردن لغات و تعبیرات روز و اصطلاحات معمول

عامیانه امساک نمی کند و تنها وصف حال زمان است که شعر اورا از

اشعار گویندگان قدیم مجزا می‌کند.

ماه من در پرده چون خورشید غماز غروب

گشت پنهان و مرا چون دشت رنگ از رخ پرید

چون شفق دریای چشمم موج خون میزد که شد

آفتاب جا و د ا نتابم ز چشمم ناپدید

عکس, تصویر, تصاویر استاد شهریار به همراه زندگینامه

سرانجام خورشید حیات شهریارملک سخن و افتاب زندگی ملک الشعرای

 بی بدیل ایران پس از هشتاد وسه سال تابش پر فروغ در کوهستانهای

 آذربایجان غروب کرد.

اما او هرگز نمرده است زیرا اکنون نام او زیبنده روز ملی شعر و ادب ایران

و نیز صدها،میدان،خیابان،مرکز فرهنگی،بوستان و … در کشورمان ونیز در

ممالک حوزه های ترکستان(آسیای مرکزی) و قفقازیه و ترکیه می باشد.

۲۷ شهریور ماه سال ۱۳۶۷ شمسی سالروز وفات آن شاعرعاشق و
عارف بزرگ است. 

در آنروز پیکرش بر دوش دهها هزار تن از دوستدارانش تا مقبره الشعرای تبریز حمل شد و در جوار افاضل ادب و هنر به خاک سپرده شد .

[ سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391 ] [ 12:49 ] [ mehdisamadi ]

زندگینامه بابك خرم دین ، دلاور میهن پرست وایران
دوست آذربایجانی
سرزمین ایران با تاریخ و تمدن كهن خود ؛ پستی و بلندی های فراوانی را

 پشت سر گذاشته است و در این میان آزادیخواهانی به قیام برخاسته اند

كه باید یاد و خاطره آنها یرای همیشه زنده بماند و شایسته است كه در

 مورد این شخصیتهای تاریخی و سال‌های مبارزه آنها تحقیقات بیشتری

 صورت گیرد هر چند مورخان بزرگی نظیر سعید نفیسی و دكتر باستانی

 پاریزی در مورد بابك مطالب متعددی آورده اند . اما نیاز به توجه و تحقیق

 بیشتری در این زمینه وجود دارد . در مورد بابك اما همین قدر كافی است

 كه گفته شود بابك كسی بود كه به مدت 22 سال با خلفای عباسی

جنگید و اجازه نداد كه پای آنها به منطقه شمال غرب ایران باز شود


حال زندگی نامه بابک خرمدین دلاور آذربایجان









بابك فرزند مرداس در منطقه آذربایجان به دنیا آمد و از همان ابتدای كودكی

نشانه‌های نبوغ و دلاوری را از خود نمایان ساخت. وی رسم آزادگی و

عیاری را افزون تر از نوجوانان روزگار خود آموخت تا واقعه ای را تاریخ رقم

 
زند كه همواره جاودان خواهد ماندباید خاطر نشان ساخت كه دورانی كه

بابك در آن می‌زیست، از دوره های پر تلاطم تاریخ ایران بوده است دوره ای

كه آكنده از حیله، كینه و ستم بود. دوره ای كه در اثر حاكمیت ستمگرانه

خلفای عباسی در بغداد از یك سو و ستم اشراف و خوانین محلی، از

سوی دیگر ؛ توده‌های مردم در سختی و فشار كمرشكنی قرار داشتند
هر

چند در طی بیش از دو قرنی كه اعراب بر ایران تسلط یافتند و تا اواخر

 سده دوم هجری، قیام‌های مردمی بزرگ و البته ناموفقی از جانب

كسانی چون «ابومسلم خراسانی»، «سنباد»، «حمزه بن آورك» و «استاد

سیس» صورت گرفته بود اما این قیامهای پراكنده راه به جایی نبرد و

همچنان ظلم‌های خلفای اموی و عباسی وقیحانه و بی رحمانه ادامه

داشت و همه قیام‌های ایرانیان ستمدیده و تحقیر شده نافرجام باقی ماند
ناامیدی تمام اقوام فلات ایران را دربر گرفته بود شدت ظلم و تبعیض حاكم


بر جامعه به حدی بود كه دهقانان و پیشه‌وران در تنگنا قرار داشتند و در

چنین شرایط اسفباری بود كه مردم نواحی شمال غرب ایران كه بیش از

 پیش در معرض ظلم و تعدی مأمون و معتصم این دو خلیفه دزدمنش

عباسی قرار داشتند. به اطراف آتشی گرد آمدند كه جاویدان فرزند شهرك،

 آن را بر فراز كوهستان‌های «اردبیل» (اورتابئل) برافروخته بود. و این

سببی شد كه بابك خرمدین نیز به حلقه این مبارزان بپیونددبابك پس از

مرگ " جاویدان" در سال 200 هجری قمری جانشین وی شد و این نقطه

عطفی در تاریخ ایران و خاورمیانه بود چون برخی مورخان را اعتقاد بر این

است كه همین آغاز پیشوایی «بابك خرمدین» بر پیروان «جاویدان» تاریخ

 منطقه را در مسیری دیگر قرار داد. عظمت اندیشه، مردانگی بی بدیل،

صداقت بیان، قدرت اراده و نیرومندی جسم او پیروان «جاوید» را به گونه‌‌ای

متحول كرد كه بیشتر اقوام ساكن نواحی شمال و غرب و سایر اقوام

ساكن در فلات ایران و حتی قفقاز و سرزمین روم به این جنبش

آزادیخواهی پیوستند و اتحاد این گروهها باعث شد به مدت چند دهه خواب

 راحت را از چشم خلفای ستمكار عباسی سلب كرده و آسایش را از كاخ

های آنان بگیرد . و زمینه سقوط عباسیان را فراهم آورد . و تاثیر چنین

تحولاتی در تاریخ منطقه خاورمیانه بخوبی روشن است.

تاثیری که بابک بر سایر ملل داشته است :


آوازه دلیری های و رشادت های بابك و یارانش فراتر از منطقه رفت و سب

شد ماجرای قیام خرمدینان در قالب افسانه‌هایی سحرانگیز از شبه قاره

هند تا قلمرو رومیان و از جزیره العرب تا سرزمین اسلاوها نیز گسترش

یابد . هر چند فرجام بابك بدلیل خیانت عده ای چون افشین بسیار تكان

دهنده و تلخ بوده است اما باید بخاطر آورد كه وی در اوج شرف و مردانگی

 ، جان خود را همچون همرزمان دیگر خود برای اعتلاء و شرف ایران فدا

كرد
تاثر انگیز است كه ایران آنقدر كه از جانب خیانتكاران خودی آسیب

دیده است توسط دشمن خارجی مورد تهدید واقع نشده است و نمونه آن

 ماجرای افشین است كه به رغم ایرانی بودن، برای كسب قدرت و مقام ؛

 ذلت خدمت معتصم خلیفه سفاك و ظالم عباسی را به جان پذیرفت و

برای خوش خدمتی به خلیفه و تسلط بر خراسان ؛ با خدعه و نیرنگ بابك

را اسیر كرد و او را از اوج كوهستان‌های پر افتخار بذ به قصرهای پر از

نیرنگ بغداد روانه كرد. آنگاه به دستور معتصم، در حضور درباریان و خود

خلیفه، به ترتیب دست‌ها و پاهای بابك را از تن جدا كردندو او را مثله

كردند تا جان سپرد







می گویند که بابك پس از قطع دست راستش با دست چپ خون دست

راست را بر چهره خود مالید و تمام صورتش را گلگون از خون كرد. معتصم

می‌پرسد، دلیل این كار چیست؟ بابك پاسخی داد كه بعد از 1200 سال

هنوز استدلال محكم مردی و مردانگی و آزادی و آزادگی است. من با

خون، سیمای خود را سرخ كردم تا فکر نکنی که ترس از مرگ، باعث شده

که رنگ صورتم زرد شود. و عجیب اینکه این داستان مرا به یاد حلاج می

اندازد که او هم در عرصه خود تمام بود و جرمش این بود که اصرار هویدا

می کرد.

سخنان تاریخی بابک خرمدین هنگامیکه اعراب دست و پایش را بریدند
متن زیر لحظات آخر زندگی بابک را تصویر میکند
معتصم: ای سگ، چرا در جهان فتنه انگیختی و چرا چندین هزار مسلما ن

را کشتی؟
بابک:سکوت
معتصم:4 دست و پایش را ببرید

بابک: در هنگامی که دست اول بابک را می‌بریدند. بابک صورتش را با

دست دیگرش به خون آلوده می‌کرد.
معتصم:چرا چنین میکنی؟
بابک:ه چون خونریزی باعث رنگ پریدگی صورت می‌شود من صورتم را

خونین می‌کنم که کسی گمان نکند که بابک ترسی به دل راه داده است


معتصم :چند نفر را کشتی؟
بابک:33 هزار تن از متجاوزانمعتصم:دستورمیدهد تا پوست از گاوی با شاخ

ها یش باز کردند و بابک را

در میان آن پوستگرفتند چنان که هردو شاخ بردو بنا گوش آمد ودوختند و

پوست خشک شد.و به سختی جان داد
.

سپس جنازه‌ مثله شده اش را در شهر سامرا بر سر دار کشیدند. بر طبق

 بعضی منابعسر او را بعدا برای نمایش در شهرهای دیگر و خراسان

 گرداندند. بابک در همانمحلی به دار آویخته شد که دیگر قیام کننده ضد

عباسی، مازیار، شاهزاده طبریبعدها به بدستور خلیفه عباسی به دار

آویخته شد.
آخرین گفتار بابک ( به نوشته کتاب حماسه بابک اثر نادعلی همدانی ) :

تو ای معتصم خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان را

خاموش خواهی کرد . نه ! این حماقت است اگر فکر کنی چون افشین

وطن فروش را با زرخریده ای میتوانی ایرانیان را اسیر کنی . من مبارزه ای

 را آغاز کرده ام کهادامه خواهد داشت.من لرزه ای بر ارکان حکومت عرب

انداخته ام که دیر یا زودآن را سرنگون خواهد نمود . تو اکنون که مرا تکه

تکه میکنی هزاران بابک درشمال و شرق و غرب ایران ظهور خواهد کرد و

قدرت پوشالی شما پاسداران جهل وستم را از میان بر خواهد داشت ! این

 را بدان که ایرانی هرگز زیر بار زور وستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را

تحمل نخواهد کرد.

من درسی به جوانانایران داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد . من

مردانگی و درس مبارزهرا به جوانان ایران آموختم و هم اکنون که جلاد تو

شمشیرش را برای بریدندست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون

بجوش آمده آماده طغیانهستند.مازیار هنوز مبارزه میکند و صدها بابک و

 مازیار دیگر آماده اند تامردانه برخیزند و میهن گرامی را از دست متجاوزان

و یوغ اعراب بدوی و مردمفریب برهانند . اما تو ای افشین . . . در انتظار

روزی باش که همین معتصمیرا که امروز مانند سگانی در برابرش زانو

میزنی و وطن ات را برای او فروختیدر همین تالار و روی همین سفره

سرت را از بدن جدا کند .

مردی که بهمادر خود ( میهن ) خیانت کند در نزد دیگران قربی نخواهد

داشت و هیچکس بهفرد خود فروخته اعتماد نخواهد کرد . و بدینسان

نخست دست چپ بابک بریده شدو سپس دست راست او و بعد پاهایش

 و در نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرورفت و آخرین سخنی که بابک

 با فریادی بلند بر زبان آورد این بود:



                      ” پاینده ایران





روزاعدام بابک خرمدین و تکه تکه کردن بدنش در تاریخ 2 صفر سال 223

هجری قمری انجام گرفت که مسعودی در کتاب مشهور مروج الذهب این

 تاریخ را برایایرانیان بسیار مهم دانسته است. اعدام بابك چنان واقعه‌ي

مهمي تلقي شد كهمحل اعدامش تا چند قرن ديگر بنام خشبه‌ي بابك

  یعنی چوبه‌ي دار بابك درشهرِ سامرا كه در زمان اعدام بابك پايتخت دولت

 عباسي بود شهرت همگاني داشتو يكي از نقاط مهم و ديدني شهر

تلقي ميشد . برادر بابك يعني آذين را نيزخليفه به بغداد فرستاد و به

نايبش در بغداد دستور نوشت كه اورا مثل بابكاعدام كند. طبري مينويسد

كه وقتي دژخيمْ دستها و پاهاي برادر بابك رامي‌بُريد، او نه واكنشي از

خودش بروز ميداد و نه فريادي برمي‌آورد. جسداين مرد را نيز درسامرابردار

 كردند . بدين ترتيب كار بابك پس از ٢٢ سالپيروزي پي‌درپي و وارد آوردن

شش شكست بزرگ بر شش‌تا از بهترين فرماندهانارتش عباسي، و پس

از اميدهاي فراواني كه روستائيان ايران به او بستهبودند، با توطئه‌ي

نماينده‌ي عيسا مسيح و یک شاهزاده خائن به پايان رسيد
.

قلعه بابک

بناي


قلعه درپنجاه كيلومتري شمال شهرستان اهر و از ارتفاعات غربي شعبه

اي از رود بزرگ قره سو و در سه كيلومتري جنوب غربي كليبر واقع است.

 بناي جمهور مركب ازقلعه و قصر است بر فراز قله كوهستاني با نام

جمهور در ارتفاع بيش از 2300تا 2600 متر از سطح دريا. اطراف اين قله را

 از هر طرف دره هايي به عمق 400تا 600 متر فرا گرفته است و تنها يك

راه به اصطلاح (بز رو) دارد. از كليبرتا قلعه بذ 3 كيلومتر راه صعب العبور را

بايد طي نمود ولي بعد از صعود بهقله و ورود در قلعه رنج راه به كلي از

بين مي رود. بعد از حمله اعراب به ايران جنبشهايي بوجود آمد كه يكي از

 آنها به رهبري بابك خرمدين بود كه مقرجنبش در طول مبارزه در قلعه اي

كه بعدها به دليل شجاعت و درايت بابك ناماو را به خود گرفت بود. از جمله

 وقايع مهم و جالب زمان بابك آوردن دينخرمدين است كه خود او

رهبرش
بود.






كيفيت ظاهري قلعه بابک


قبلاز اينكه به دروازه قلعه برسيم از معبري به صورت دالان باريك كه 200

متراز دروازه قلعه فاصله دارد و زير سلطه و نظر نگهبان است بايد عبور

نمود پساز صعود از مدخل ديگري با پلكانهايي تقريبا نا منظم عبور ميكنيم

 ابتدا بهبناي قصر كه دو طبقه و سه طبقه است بر ميخوريم طرفين مدخل

 به وسيله دوستون كاذب مشخص شده است (ستون كاذب = نيمه

ستون كه به ديوار تكيه ميدهد ). پس از آن تالار اصلي است كه اطراف آن

 را هفت اطاق فرا گرفته است .اطاقها به تالار مركزي مربوط ميشوند . در

جبهه شرقي قصر تاسيسات ديگريمركب از اطاقها و آب انبار ها ساخته اند

سقف آب انبارها باطاق جناقي وگهواره اي استوار شده اند . در جبهه

شمال غربي قصر از پلكانهايي سرتاسريكه اكنون ويران شده و

قسمتهايي از آن بيرون از خاك است به بخش رفيع بناصعود ميكنيم كه

مدخل آنرا رديف پلكانها با دو نيمه ستون شتون مشخص ميكننددر قسمت

علياي اين نيمه ستونها محلي براي ديده بانها جايسا زي شده ومحدوده

پس از آن كه در چند بخش تشكيل شده احتمالا جايگاه سربازان بوده كهبه

همه چيز و همه جا تسلط كامل داشته اند. از همينجا بوده است كه بابك

خرمدين قهرمان تاريخي ايران و يارانش بمدت بيست و چند سال عساكر

عرب را كه بهقصد محاصره و كوبيدن جنبش او آمده اند در كوه‌ها و كتلها

سرگردان كرده وبا شبيخونهاي خود آنها را از دم تيغ گذرانده و به عزيمت

وادارشان كردهاند. بر طبق كاوش و حفاريهاي پژوهشي كه در قلعه بذ

انجام شده در چهار اطاق قصر A, B, C, D, پلكاني در اطاق ‏ - C آلات جرب

پوسيده در اطاق D سفالينه هايي تا اواخر قرن سوم هجري در اطاق B

بالاخره سكه هايي مربوط به دورهاتابكان بدست آمده همچنين قسمتي از

كف آجري اطاقهاي A, C, D, برداشته شدهو چندين تنور و سفالينه هاي

زيبايي مربوط به قرن سوم هجري كشف شده كه مسلمگرديد كه اين دژ

 يكي از بناهاي بابك و جايگاه اصلي قهرمان ملي و دلاورآذربايجاني است

كه حتي بعد از به شهادت رسيدن وي مورد احترام و دارايسكونت بوده

است.


امروزه قلعه بابک پر طرفدارترین جاذبه گردشگری دراستان آذربایجان

 شرقی بوده و از اوایل فروردین ماه تا اواخر آبانماه پذیرای ده‌ها هزار نفر

گردشگر می‌باشد.









به پایان آمد این دفتر اما حکایت همچننان باقیست

[ پنجشنبه نوزدهم مرداد 1391 ] [ 22:18 ] [ mehdisamadi ]

[ پنجشنبه نوزدهم مرداد 1391 ] [ 13:12 ] [ mehdisamadi ]
درباره وبلاگ
آرشيو مطالب
امکانات وب
http://link118.com